السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
74
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
دارد ، و طرد احدالنقيضين به طرد عدم لازم با ملزوم سرايت كردهاست . پس چون مطارده ميان عدد چهار و عدم زوجيت ذاتى آنها نيست ، بلكه به سبب مطاردهء ميان خود زوجيت و عدم زوجيت مىباشد تعريف شامل اين مورد هم نمىشود . حاصل جواب اين كه ما در تعريف تقابل ، طرد ذاتى يكى با ديگرى را ملاك قرار داديم در حالى كه مطاردهء نقيض لازم با ملزوم ذاتى آنها نيست بلكه عرضى مىباشد . پس نقضى بر تعريف وارد نگشت . غيريت غيرذاتى متن والغيريّة غير الذاتيّة أن يكون الشيئان لايجتمعان . . . بحسب التشخّص والعدد . ترجمه غيريت غيرذاتى آن است كه دو چيز نه به جهت ذات خود بلكه به جهت اسباب و عوامل ديگرى با يكديگر جمع نشوند ، مانند جدايى بين شيرينى و سياهى كه در شكر و ذغال وجود دارد و آن « خلاف » ناميده مىشود . همانطور كه « غير به حسب تشخص و عدد » هم ناميدهمىشود . شرح غيريت ذاتى آن است كه دو چيز با هم جمع نشوند . اما عدم اجتماع آنها ذاتى نباشد . بلكه عرضى باشد . و ذاتاً ميان آنها امكان جمع باشد . اما به دلايلى ميان آنها جدايى افتاده باشد ، مانند شيرينى در شكر و سياهى در ذغال . افتراق اين دو به دليل آن است كه مادهاى كه حامل شيرينى است شكر است و مادهاى كه حامل سياهى است ذغال است و از اين جهت با هم فرق مىكند و گرنه امكان جمع شدن شيرينى با سياهى در يك چيز مانند خرما امر ممكنى است . يعنى اگر مادهء اجتماع داشته باشند با هم جمع مىگردند . غيريت غيرذاتى را « خلاف » يا « غير به حسب تشخص وعدد » هم مىنامند ؛ زيرا هر يك از دو متغاير خلاف ديگرى و از نظر عدد و تشخص مغاير با هم مىباشند .